السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
99
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
چكيده سخن بيشتر نويسندگانِ شيعه - درباره منع تدوين حديث اين است كه نهى از آن براى محدود ساختنِ نشر فضائل اهل بيت عليهم السلام و ترس از شهرت يافتن احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله درباره فضل على عليه السلام و فرزندانش « 1 » و آنچه كه بر امامت آنها دلالت مىكند « 2 » ، صورت گرفت . اين امر در زمانِ معاويه - كسى كه مردم را به لعن امام على در خطبههاى نماز جمعه بر منابر مسلمانان فرا مىخواند - شدّت پيدا كرد « 3 » . اين عامل از وضعيّت امّت اسلامى - پس از پيامبر - و ساختار سياسى ، اجتماعى سازمان خلافت به دست مىآيد و اينكه فعاليّت فرهنگى از تحركات سياسى جدا نمىباشد . از آنجا كه خليفه نمىخواست در نظام جديد جايگاهى به اهل بيت دهد - بلكه مىكوشيد آنچه را تكيهگاه آنهاست از ايشان بگيرد - بنابراين بعيد نمىنمايد كه تصميمهاى اخير عمر بن خطّاب در منع تدوين حديث ، بدين منظور باشد . اين نظريه به آنچه خطيب بغدادى از عبدالرحمن بن اسود از پدرش نقل كرده استوار مىشود ، وى مىگويد : علقمه كتابى را از مكّه يا يمن آورد ، جزوهاى كه در آن احاديثى از اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله وجود داشت . از عبدالله [ بن مسعود ] اجازه خواستيم و بر او درآمديم و آن جزوه را به او داديم . وى كنيزش را صدا زد ، آن گاه طشتِ آبى خواست . گفتيم : اى ابا عبدالرحمان ، در آنها بنگر ! چر اكه احاديثِ خوبى در ميانشان هست ! پس آنها را در آب محو مىكرد و مىگفت : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ « 4 » )
--> ( 1 ) . دراسات فى الحديث والمحدِّثين : 22 ؛ تاريخ الفقه الجعفرى : 134 . ( 2 ) . تدوين السنّة الشريفه : 415 و 421 و 470 و 534 و 557 ؛ الشيعة الاماميّة ونشأة العلوم ( دكتر علاء قزوينى ) : 123 - 124 . ( 3 ) . معالم المدرستين 2 : 57 ؛ الصحيح من السيرة ( سيّد جعفر مرتضى ) 1 : 177 ؛ نيز بنگريد به ، شرح نهج البلاغه 20 : 17 ؛ جواهر المطالب ( ابن دمشقى ) 1 : 140 . ( 4 ) . يوسف / 3 .